سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
20
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
اعتبار بزرگ اجتماعى است درحالىكه شرافت اكتسابى نتيجهاى اندك دارد . معروفيت و امتياز شخصى در تعيين موقعيت و مقام متعالى براى شخص كمتر به حساب مىآيد . معروفيت ارثى و امتياز ارثى شهرت مناسبى را در جامعه ايجاب ميكرد . ( 13 ) مراجع بسيار زيادى از شعر قبل از اسلام در دست است كه شرافت و فضيلت نيايى را به عنوان ساختمان محكم و استوارى براى اعقاب و فرزندان توصيف مىكند . ( 14 ) و نابودى اين نيا را توسط فرزندان شرمآور مىشمارد . ( 15 ) از اينروست كه شهرت خانوادگى و كردار نيك آنان را بايد به عنوان قويترين و برانگيزندهترين عامل به جهت مباهات فرزندان حفظ كرد . در اين معنى است كه اصطلاح سنت خيلى پيش از اسلام بفراوانى به كار مىرفت . ( 16 ) پس از اسلام نهاد سنت مانند هميشه نيرومند ماند ولى محتواى آن تا حدى تغيير كرد و سنت نبوى جايگزين آن گرديد با وجود بر اين حد اقل در بخشهاى بخصوصى از جامعه مسلمان عرب تمايلات ويژهاى از سنت اصيل وجود داشت . بنابراين ممتازترين فرد در جامعه عرب ، كه اسلام در آن ظهور كرد ، كسى بود كه مىتوانست آشكارا مباهات كند كه پدرانش تنها چيزى كه براى او به ارث باقى گذاشتهاند يك سنت فخرآفرين بوده است . كلمهاى كه معمولا براى بيان ايده توانايى پيروى از فضائل اخلاقى پدران شريف به كار برده مىشد عرق ( جمع آن اعراق و عروق ) بود . عرق به معنى رگ ، خون و نژاد است . عرق يعنى ريشه ، اصالت يك انسان و جمع آن اعراق و نياكان انسانى را مشخص مىكند . وراثت انسانى شرافت در عبارات فراوانى مانند « او بخشندگى و يا شرافت را به ارث برده است » ( 17 ) و يا « شرافت نژادى او را به سوى نياكانش بالا برد » ( 18 ) يافت مىشود . واضح است كه در احساسات و عواطف عربى تقواى پدرى ، كردار نيك و فضائل اخلاقى مانند سنت نقش مهمى را ايفا مىكرده است . مذهب اعراب ، كه شدت و اهميت آن از محلى به محل ديگر در جزيرة العرب در تغيير بود ، اصولا عبادت مظاهر قبيله بود كه اين مظاهر بعدها با نيروهاى معينى از طبيعت به نمايندگى از طرف ربّ النوعهاى متعدد مشخص مىشوند . رب النوع قبيله كه در سنگ مقدس تعبيه مىگرديد ، خداوند ( رب ) خوانده مىشد . الله متعاليترين